قلیان جیبی و دختران مدرسه؛

قلیان جیبی و دختران

در عصر معاصر، که تحول‌های اجتماعی و فرهنگی به سرعت در حال شکل‌گیری و دگرگونی است، گاهی برخی پدیده‌ها از درون جوامع به بیرون می‌زند و تهدیداتی جدی را متوجه ساختارهای تربیتی و فرهنگی نسل‌های جوان می‌سازد. یکی از این پدیده‌ها، استفاده فزاینده از قلیان‌های جیبی توسط نوجوانان، به‌ویژه دختران در محیط‌های آموزشی است که به‌طور فزاینده‌ای نگران‌کننده به نظر می‌رسد. این مسئله نه تنها به‌عنوان یک رفتار ناهنجار، بلکه به‌عنوان بازتابی از ضعف‌های عمیق‌تر تربیتی، اجتماعی و حتی حقوقی در جامعه ما ظاهر می‌شود، که ضرورت دارد به آن توجهی ویژه و چندجانبه داشته باشیم.

استفاده از قلیان، به‌ویژه قلیان‌های جیبی که به‌راحتی در مکان‌های عمومی قابل پنهان‌ کردن هستند، نه‌تنها یک انتخاب فردی محسوب نمی‌شود، بلکه اغلب بازتابی از نادیده‌گیری پیامدهای اجتماعی و حتی قانونی آن در سنین نوجوانی است. این پدیده به‌طور غیرمستقیم به ضعف‌های نهادهای اجتماعی، از جمله خانواده، مدرسه و دولت، برمی‌گردد

استعمال دخانیات و قلیان در دوران نوجوانی موجب آسیب‌های جسمی جدی نظیر بیماری‌های تنفسی، سرطان، و مشکلات قلبی می‌شود. اما از منظر روانشناسی اجتماعی، این رفتارها به‌ویژه در میان دختران می‌تواند منجر به مشکلات روحی و روانی، از جمله اضطراب، افسردگی و کاهش اعتماد به نفس شود.

در یک تحلیل حقوقی، می‌توان این مسئله را از زاویه‌ای عمیق‌تر نیز بررسی کرد. استفاده از قلیان در میان نوجوانان و به‌ویژه در فضای مدرسه می‌تواند نقض حقوق اساسی و اولیه این افراد باشد، به‌ویژه اگر این استفاده به‌طور غیرمجاز و بدون آگاهی از تبعات آن صورت گیرد. قانون‌گذاری در بسیاری از کشورهای دنیا بر ممنوعیت فروش و استفاده از محصولات دخانی برای افراد زیر ۱۸ سال تأکید دارد. بنابراین، این رفتار می‌تواند به‌عنوان نقض حقوق کودک و نوجوان در برابر آسیب‌های جسمی و روانی مطرح شود که مسئولیت پیشگیری از آن به‌عهده دولت و نهادهای قانونی است.

این پدیده تنها یک آسیب فردی نیست، بلکه به یک مسأله جدی اجتماعی تبدیل شده است که نیازمند واکنش سریع و هماهنگ از طرف تمامی نهادهای اجتماعی است. خانواده‌ها، به‌عنوان نخستین نهاد تربیتی، مسئولیت سنگینی در این زمینه دارند. آنها باید از همان دوران کودکی و نوجوانی، آگاهی‌های لازم را در خصوص پیامدهای منفی چنین رفتارهایی به فرزندان خود منتقل کنند و ضمن نظارت دقیق‌تر بر رفتارهای آنان، مهارت‌های زندگی سالم و ارزش‌های اخلاقی را در آنان تقویت کنند.

مدارس نیز به‌عنوان یک نهاد اجتماعی مهم، می‌توانند با تبیین و آموزش حقوق فردی و اجتماعی به دانش‌آموزان، اهمیت انتخاب‌های سالم را به آن‌ها یادآور شوند. این آموزش‌ها نه تنها باید در قالب مباحث تئوریک باشد، بلکه باید با استفاده از روش‌های عملی و مداخلات فرهنگی، نوجوانان را از ورود به چنین رفتارهایی منع کنند. اگر مدارس به‌طور فعال به ترویج اصول بهداشتی، روانی و حقوقی بپردازند، می‌توانند نقش مهمی در پیشگیری از چنین آسیب‌هایی ایفا کنند.

رسانه‌ها و نهادهای فرهنگی در عصر کنونی، نقشی محوری در شکل‌دهی به نگرش‌ها و رفتارهای اجتماعی دارند. آن‌ها باید این واقعیت را بپذیرند که هرگونه ترویج یا نادیده گرفتن آسیب‌های ناشی از استفاده از دخانیات و قلیان در میان نوجوانان، می‌تواند تبعات جبران‌ناپذیری داشته باشد. رسانه‌ها با تولید محتوای آموزشی و فرهنگ‌ساز می‌توانند به‌طور مستقیم بر شناخت و آگاهی جامعه نسبت به این پدیده‌ها تأثیر بگذارند.

در این راستا، نهادهای فرهنگی باید به‌طور فعال در برنامه‌های آموزشی و اطلاع‌رسانی شرکت کنند و با ایجاد کمپین‌های اجتماعی، این رفتارها را به چالش بکشند. در این راستا، توجه به فرهنگ‌سازی مبتنی بر مفاهیم حقوق بشری و حقوق کودکان و نوجوانان، که در سطح بین‌المللی نیز مورد تأکید قرار دارد، اهمیت ویژه‌ای دارد. حقوق هر کودک و نوجوان در جامعه باید در برابر این آسیب‌های اجتماعی محفوظ بماند.

در نهایت، باید اذعان کرد که استفاده از قلیان جیبی توسط دختران مدرسه‌ای، بیش از آنکه یک پدیده فردی باشد، بازتابی از مشکلات عمیق‌تر فرهنگی، تربیتی و حتی حقوقی در جامعه است. این مسئله باید به‌عنوان یک زنگ خطر در نظر گرفته شود، چرا که اگر در مرحله پیشگیری، اقدامات لازم صورت نگیرد، می‌تواند به بحران‌های اجتماعی و فرهنگی بزرگتری در آینده تبدیل شود.