آدمها فکر میکنند اگر زندگیشان پر از بحث و دعوا باشد یعنی به آخر خط رسیده، اما خطر زندگیهایی که در سکوت دنبال میشوند بیشتر است. وقتی دیگر چیزی ارزش جنگیدن ندارد عقب مینشینی و دیگر ساکت میشوی، درحالیکه در دعوا هنوز امید هست. وقتی کسی داد میزند، یعنی هنوز برایش مهم است، ، یعنی هنوز دارد میجنگد تا چیزی را درست کند.
سکوت، شیکترین و در عین حال بیرحمانهترین شکل خداحافظی است. وقتی دو نفر که روزی حرفهایشان تمام نمیشد، حالا کنار هم مینشینند و تنها صدای بینشان، صدای تقتق قاشق روی بشقاب یا صدای نوتیفیکیشن گوشی است، یعنی یک جای کار بدجور میلنگد. این سکوت، سکوت آرامش نیست؛ سکوت «بیتفاوتی» است. همان لحظهای که آدم با خودش میگوید: «دیگر چه فایدهای دارد توضیح بدهم؟»
دعوا مثل یک طوفان است؛ میآید، خراب میکند، ولی بالاخره تمام میشود و آفتاب درمیآید. اما سکوت مثل موریانه است؛ آرام و بیصدا از درون میجود و وقتی میفهمی، که دیگر چیزی از آن رابطه نمانده جز یک پوستهی توخالی.
اگر هنوز دعوا میکنید، نترسید!





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0