پای دختران هم به کافهسراهای قلیان پیرانشهر باز شد؛ خانوادهها کجای این قافلهاند؟
حالا دیگر دخترانی که قرار بود نماد نشاط، آگاهی و سلامت باشند، شانهبهشانه پسران در فضای دودآلود کافهها نشستهاند و قلیان به دست، ساعتهای طولانی در این محیطها وقت میگذرانند. این تصویر شاید برای عدهای «مدرن شدن» یا «آزادی» تعبیر شود، اما در حقیقت، نشانهای است از یک بیتوجهی خطرناک به سلامت جسمی، روانی و فرهنگی نسل جوان.
مسئله اینجاست که این روند تنها یک انتخاب فردی ساده نیست؛ بلکه نشانهای از کمرنگ شدن نظارت خانوادهها، ضعف سیاستگذاریهای فرهنگی، و فقدان برنامههای آگاهیبخشی جدی جامعه است.
از سوی دیگر، خانوادهها هم ظاهراً یا از واقعیت بیخبرند یا آن را جدی نمیگیرند. پرسش مهم این است:
خانوادهها کجای این قافله ایستادهاند؟
آیا گفتگوهای باز و صمیمانهای با فرزندان درباره این آسیبها شکل میگیرد؟
آیا الگوهای تربیتی ما بهروزرسانی شدهاند تا نسل جوان در این حجم از هجمههای رسانهای و وسوسههای بیرونی، بتواند «نه» گفتن را تمرین کند؟
امروز اگر چشمها را روی این معضل ببندیم، فردا باید تاوان آن را با افزایش آمار ابتلا به بیماریهای تنفسی، بروز اعتیاد، و فرسایش ارزشهای اخلاقی و هویت فرهنگی بپردازیم. این روند، مقدمهای برای عادیسازی مصرف مواد مخدر در سطحی گستردهتر است؛ موضوعی که در بسیاری از شهرها به تلخترین بحران اجتماعی تبدیل شده و هنوز هم راه بازگشتی برای آن پیدا نشده است.
وقت آن رسیده است که همه ما، از خانوادهها گرفته تا آموزش و پرورش، نهادهای فرهنگی، و … مسئولانه و بدون مصلحتاندیشی وارد میدان شویم.
اگر امروز کاری نکنیم، فردا بسیار دیر خواهد بود.







ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0