یمن و تاویل نامەی ترامپ

حملات شدید و بی سابقەی آمریکا و انگلیس به اهداف متعلق به حوثی ها در یمن پرده ای دیگر از سیاست فشار حداکثری علیه ایران را به نمایش گذاشت.


حملات شدید و بی سابقەی آمریکا و انگلیس به اهداف متعلق به حوثی ها در یمن پرده ای دیگر از سیاست فشار حداکثری علیه ایران را به نمایش گذاشت.
حوثی ها در واکنش به محاصرەی اقتصادی غزه اعلام کردند که حمله به کشتی های اسرائیلی را از سر می گیرند.
نکتەی بی سابقه آنست که قبل از  آنکه حمله ای انجام دهند، هدف بمباران های سهمگین قرار گرفتند.
ترامپ و سایر مقامات دولتش ضمن تهدید به ریشه کن کردن دائمی تهدید حوثی ها با صراحتی غیرمتعارف به تهدید نظامی ایران هم پرداختند.
دقیقا مشخص نیست این خشم غیرمترقبه به علت به بن رسیدن مذاکرات غزه است، یا بخشی از راهبرد محاصرەی ایران.

پس از سقوط اسد و تضعیف شدید حزب الله، ظرفیت های منطقه ای ایران دچار نقصان شد و توانایی آن برای پیگیری سیاستی تهاجمی از طریق نیروهای نیابتی کاهش یافت.
به جرات می توان گفت حوثی های یمن در شرایط جاری آخرین کارت بازی ایران در منطقه و از هر نظر یک دارایی استراتژیک باارزشند.
یک نیروی مصمم قرار گرفته در منطقەای سوق الجیشی که قابلیت خود را برای ناامن کردن آبراه های بین المللی و اخلال در اقتصاد جهانی نشان داده است.

بر این اساس می توان گفت جنبش حوثی و پبشرفت برنامەی  هستەای که ایران را در آستانەی هسته ای شدن قرار داده، کارت های اصلی بازی تهران در برابر فشارهای ترامپند.
بر همین اساس دولت ترامپ مایل است قبل از رویارویی نهایی با ایران، به ظرفیت عملیاتی حوثی ها ضربه ای جدی بزند.

ایران با دقت و احتیاط فراوان به اقدام نظامی آمریکا علیه یمن می نگرد و مراقب است که پایش به درگیری نظامی با آمریکا نکشد.
اکنون مساله این است که آیا آمریکا کاری را که قبلا دولت های بایدن، اسرائیل و پیشتر عربستان نتوانستند به پایان برسانند، می تواند به نتیجه برساند؟
برای ارزیابی دقیق باید منتظر هفته های آینده ماند که گفته می شود حملات تا آن زمان ادامه خواهد یافت.

به هر حال اگر حوثی ها ناچار شوند به آتش بسی شبیه حزب الله تن دهند و سرنوشت خود را از پروندەی غزه جدا کنند، آمریکا یک گام دیگر به محاصرەی منطقه ای ایران نزدیک می شود.
تهدید حوثی ها علیه تاسیسات نفتی عربستان و امارات و جریان کشتی رانی بین المللی که در گذشته تاثیر آن به اثبات رسیده، نوعی اهرم بازدارنده است که ریسک حملەی احتمالی به ایران را افزایش می دهد.
از این رو خنثی شدن یا تضعیف این ابزار، تهران را از یک سپر استراتژیک محروم و گزینەی نظامی احتمالی را بیشتر در دستور کار قرار می دهد.

همانطور که گفته شد در هر مذاکره یا مواجهەی احتمالی ایران با ترامپ، پیشرفت برنامەی هسته ای از معدود اهرم های فشار باقیمانده در دست ایران است.
ایران می تواند این شمشیر داموکلس را روی سر غرب نگه دارد و از آن جهت خرید زمان برای نیل به یک توافق موقت و محدود به مسالەی هسته ای بهره ببرد.
این شمشیر فرضی اما منوط به وجود سپر حوثی ها و تهدید مستمر آنها علیه تنگه های بین المللی است.
ایران با وجود این اهرم می تواند موضوع را هر چه بیشتر کش داده و تا دو سال دیگر که انتخابات کنگره در آمریکا برگزار می شود، زمان را با نوعی توافق  ضمنی مشابه زمان بایدن سپری نماید.
یعنی در ازای گذاشتن برخی محدودیت ها روی برنامه ی هسته ای، از نوعی آزادی عمل برای فروش نفت برخوردار شود.

همانطور که گفته شد هدف فشار حداکثری و نیز جنگ بی سابقه علیه حوثی ها کور کردن این افق و حتی کشاندن پای ایران به درگیری است.
با این وصف تحولات یمن می تواند به آزمونی سخت برای ایران تبدیل و شرایطی مشابه ماههای سپتامبر و اکتبر در لبنان را خلق نماید.
آیا ایران می تواند نظاره گر زیر ضربه رفتن نهایی حوثی ها شود؟
آیا بمباران های کنونی را نوعی تمرین و عملیات شبیه سازی شده علیه خود نمی داند؟
پاسخ این سوالات در وهلەی اول به میزان تاثیرگذاری حملات آمریکا و تحولات روی زمین در یمن بر می گردد.
می توان گفت که حملەی آمریکا به یمن بخشی از دستور کار نامەی هفتەی گذشتەی ترامپ جهت دست کشیدن ایران از حمایت حوثی هاست.
امری که مفهوم مذاکره نزد ترامپ را روشن می سازد!

صلاح الدین خدیو