تبیین مواضع دولت ترکیه در شمال عراق – احمد غم پرور

  تبیین مواضع دولت ترکیه در شمال عراق احمد غم­پرور   در تحلیل پیش­تر استدلال شد ترکیه مقاصد ژئوپولیتیک و توسعه طبانه­ای را در فضای پیرامون نزدیک خود دنبال می­کند. این فضای پیرامونی کمربندی شکل از خلیج اسکندرون آغاز می­شود[۱] و شمال سوریه، عراق با برشی پنهانی از شمال غرب ایران به باکو افق دوردست […]

 

تبیین مواضع دولت ترکیه در شمال عراق

احمد غم­پرور

 

در تحلیل پیش­تر استدلال شد ترکیه مقاصد ژئوپولیتیک و توسعه طبانه­ای را در فضای پیرامون نزدیک خود دنبال می­کند. این فضای پیرامونی کمربندی شکل از خلیج اسکندرون آغاز می­شود[۱] و شمال سوریه، عراق با برشی پنهانی از شمال غرب ایران به باکو افق دوردست آن است. از این رو، اشغال تل رفعت که هم اکنون ترکیه بر آن پافشاری می­کند تکمیل کننده پازل یاد شده است و در آینده نه چندان دور بر شمال شرقی سوریه یعنی کانتون خودمختار جزیره و نواحی پیرامون آن متمرکز خواهد شد.

امّا گزینه بعدی ترکیه بعد از توفیق در حل مسئله شمال سوریه، عراق و روشن­تر اقلیم کردستان خواهد بود و به نظر می­رسد این امری محتوم باشد مگر آنکه دیگر بازیگر کلیدی منطقه یعنی ایران مانع شود که موفقیت آن هم خود وابسته به مجموعه­ای دیگر از پارامترهاست که در صدر آنها و در حوزه خارجی بهبود روابط با دنیا و تَعین پاره­ای از پیمان­های استراتژیک با همسایگان و قدرت­های کلیدی قرار دارد.

با مروری بر تاریخ عملکرد ترکیه در این خصوص داروینیسم اجتماعی[۲] همچون منطق حاکم بر مجموعه دستگاه سیاست در ترکیه استنباط می­شود. کارکرد این منطق در داخل امری مسلم است اگرچه در سیاست رسمی دولت­ها به علت تلقی آن همچون موضوعی داخلی کمتر بدان اشاره می­شود اما قدرت­گیری عدالت و توسعه مستندات منطق فوق در بیرون از چارچوب سرزمینی ترکیه را از تائید رسمی بی­نیاز کرده است. این منطق که از برتری نژادی و سابقه ششصد سال حکمرانی نیرو می­گیرد و با موفقیت متاخر ترکیه در زمینه توسعه قدرت آن دو چندان شده، زمان حال را بهترین دوره برای بازیابی امپراتوری از درست رفته در پیرامون نزدیک خود می­داند. مجموعه­ای از کشورهایی با حکمرانی شکست خورده، درگیر جنگ داخلی و تضعیف شده که با کمرنگ شدن توجه قدرت­های جهانی و کاهش وزن انرژی­های هیدروکربنی همراهی می­شود. با این مقدمه، نشانه­های چشمداشت ترکیه و ردیابی سیاست آتی آن کشور نسبت به شمال عراق را می­توان به طور خلاصه در قالب موارد ذیل ارائه کرد:

 

حوزه فرهنگ (نفوذ نرم):

یکی از عوامل موثر در افزایش قدرت نرم ترکیه در سطح فراملی، استفاده از دیپلماسی فرهنگی توسط رهبران حزب عدالت و توسعه بوده است. در سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۲ رهبران  ترکیه با استفاده دیپلماتیک از فرهنگ، تلاش کرده‌اند تا منافع سیاسی، تجاری و راهبردی کشور خود را در سطح فراملی بهبود بخشند. دیپلماسی فرهنگی ترکیه را می­توان در قالب دکترین عمق استراتژیک داود اوغلو بررسی و ارزیابی کرد که بر طبق آن ترکیه به خاطر موقعیت جغرافیایی­اش از یک عمق استراتژیک برخوردار بوده و جزو کشورهای محور به شمار می­رود. ترکیه برای نیل به این هدف یعنی کسب هژمونی باید از پتانسیل­های قدرت نرم  خود بهره ببرد. این پتانسیل­ها از ارتباطات تاریخی و فرهنگی آنکارا با همه مناطقی نشات می­گیرد که به آنها تعلق دارد. در این زمینه می­توان به برنامه­های مختلفی که توسط سفارت این کشور در بغداد، آژانس همکاری و هماهنگی ترکیه (تیکا)[۳] و موسسه یونس امره[۴] و بنیاد معارف و … برگزار می­شود اشاره کرد.

مهمترین مولفه­ی دیپلماسی فرهنگی ترکیه در عراق به طور عام و اقلیم کردستان عراق به طور ویژه شامل ترویج  و گسترش زبان ترکی و میراث فرهنگی ترکیه است. با استناد به گفته پروفسور بیرول آک‌گون، رئیس بنیاد معارف ترکیه هدف این دستگاه در خارج از مرزها آموزش دین اسلام و معرفی صحیح ترکیه در عرصه بین‌الملل است. در این میان، شاید بارزترین نماد آن مدرسه ترکیه­ای در داخل خاک عراق یعنی مدارس ایشق(عشق ) باشد. این مدارس نخست در  اقلیم کردستان و در اربیل و سلیمانیه شکل گرفت. تعداد این مدارس در اقلیم کردستان بالغ بر ۱۰ مدرسه بود و در حال حاضر تحت عنوان مدارس معارف  اداره می­شود. مدارس معارف در بغداد شامل ۶ مدرسه در مقاطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان است. ترکیه همچنین با انجام برخی اقدامات جدی برای ترمیم بازار عثمانی کرکوک و تامین بخشی از هزینه­های آرامگاه عبدالقادر گیلانی در بغداد، دست به حساسیت زدایی زده و در صدد بوده نشان ­دهد نگاه دلسوزانه­­ای به میراث فرهنگی عراق دارد. ترمیم بازار کرکوک و اقداماتی همچون کمک به ترکمان­ها برای انجام فعالیت­های رسانه­ای گسترده و تولید و پخش فیلم­های ترکی در این چارچوب می­گنجند.

 

حوزه اقتصاد:

یکی دیگر از جنیه­های نفوذ نرم ترکیه به بخش اقتصادی ارجاع دارد. بازرگانی عراق و ترکیه در سال ۲۰۱۴ میلادی در حد ۱۱٫۷ میلیارد دلار بود.  در سال ۲۰۱۹، ترکیه ۱۰٫۲ میلیارد دلار کالا به عراق صادر کرد. هدفگذاری عراق و ترکیه در مبادلات تجاری این بود که تا پایان سال ۲۰۲۰ میلادی به مبلغ ۲۰ میلیارد دلار دست پیدا کنند. بر اساس اطلاعاتی که فاتح ییلدز سفیر سابق ترکیه در عراق منتشر کرده، در سال ۲۰۲۰ میلادی با وجود موانعی همچون کرونا، حجم مبادلات، از هدف­گذاری هم جلو زده و به ۲۰ میلیارد و ۶۶۵ میلیون دلار رسید.

اما در زمینه سرمایه­گذاری، شمار شرکت­های ترکیه­ای فعال در عراق و اقلیم کردستان در سال ۲۰۲۰ میلادی مجموعاً به بیش از ۴ هزار شرکت رسیده و بالغ بر ۴۵ هزار مهندس، تکنیسین، استادکار و کارگر ترکیه­­ای در عراق فعال هستند. شرکت‌های ترکیه‌ای همچنین حدود ۲۵ میلیارد دلار در نهصد پروژه عمرانی و زیربنایی از جمله خطوط لوله انتقال انرژی، زیرساخت­های تصفیه آب و خطوط انتقال آب، ساختمان‌های مسکونی، اداری و نظامی، مدرسه و بیمارستان­سازی، صنایع انرژی، صنعت پتروشیمی، سدسازی، فرودگاه، پل­سازی و تونل سازی عراق سرمایه‌گذاری کرده‌اند.

 

قراداد نفتی اقلیم:

یکی دیگر از جنبه­های نفوذ نرم و معنی­دار ترکیه به حوزه نفت و به طور مشخص قرارداد ۵۰ ساله با اقلیم کردستان بر می­گردد. هنوز در مورد محتوای قرارداد نفتی – گازی ۵۰ ساله بین ترکیه و اقلیم کردستان عراق، اطلاعات شفافی منتشر نشده اما بر اساس اطلاعاتی که در رسانه ها منتشر شده، ترکیه از محل ترانزیت نفت اقلیم کردستان عراق و صدور آن به بازارهای جهانی، درآمد کلانی به دست آورده و انتقال گاز اقلیم کردستان به ترکیه نیز در دستور کار است. منطقی به نظر می­رسد اگر استنباط شود ترکیه از قرارداد نفتی علاوه بر منافع اقتصادی به دنبال راهبرد اختلاف میان بغداد – اربیل و وابستگی اربیل به آنکارا است.

 

اهرم فشار آب:

دجله و فرات را باید شریان­های حیاتی خاورمیانه دانست که حیات کشورهای ترکیه، سوریه، عراق و جنوب غرب ایران را به خود وابسته کرده­اند. بیش از ۹۰ درصد آب فرات و بیش از ۵۶ درصد آب دجله از خاک ترکیه تأمین می­شود و از سویی نیز نزدیک به ۸۵ درصد از آب شیرین مصرفی کشور عراق و ۳۵ درصد از آب شیرین مصرفی سوریه از این دو رود و سرچشمه­های آن تأمین می­شود.

به جز موضوع وابستگی اقتصادی و معیشتی عراق و سوریه به این دو رود، محیط زیست منطقه نیز آنچنان که در سال­های اخیر اثبات شده است به شدت متأثر از کمیت جریان این آب­ها در پهنه خاکی عراق و سوریه است و هر چه از حجم آب آن­ها کاسته شود بر شدت ریز گردهای منطقه افزوده می­شود.

ترکیه با این استدلال که جهت استفاده از پتانسیل­های جنوب شرق و توسعه آن نواحی نیازمند بهره­برداری از آب مناطق یاد شده است در قالب پروژه گاپ[۵] احداث ۵۰۳ سد را تعریف نمود. از این تعداد ۲۰۳ سد جزء سدهای بزرگ و ۲ سد آتاتورک بر روی رود فرات و ایلیسو بر روی دجله جزء سدهای بسیار بزرگ به شمار می­روند. امّا همچون دیگر موارد پیش­گفته به نظر می­رسد هدف پنهان آنکار از سیاست آب استفاده از موقعیت بالادستی و اعمال سلطه طلبی بر جغرافیای پیرامون جنوبی­اش باشد.

 

حضور نظامی:

شاید بارزترین و در نوع خود مهمترین پارامتر که از چشمداشت ترکیه نسبت به شمال عراق پرده برمی­دارد حضور نظامی ترکیه در آن نواحی باشد. از این حضور می­توان در دو قالب مستقیم و غیر مستقیم بحث کرد.

الف) حضور غیر مستقیم: از دید اردوغان ولایت‌های موصل، کرکوک و سلیمانیه بخش‌هایی از قلمرو دولت عثمانی است. بر این بنیاد، نیرو‌های ترکیه در موصل برای نقش‌آفرینی در نزدیکی آن منطقه نیرو‌های شبه نظامی سنی موسوم به “حشد الوطنی” تحت رهبری “اثیل نجیفی” را مورد آموزش قرار می‌دهند.

ب) حضور مستقیم: تاریخچه ورود ارتش ترکیه به شمال عراق به سال ۱۹۸۲ و توافق بین این دو کشور برمی‌گردد. زمانی که عراق با ایران درگیر جنگ بود و کُردها در شمال علیه صدام قیام کرده بودند. در این شرایط صدام برای کنترل نواحی شمال تن به توافق با ترکیه داد و بر طبق آن به ترکیه اجازه داده شد تا عمق ۲۰ کیلومتری وارد شمال عراق شود. این توافق بین سال‌های ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۱ توسط عراق متوقف شد اما ارتش ترکیه بر پایه آن در سال‌های بعد به دفعات مرزهای شمال عراق را پشت سر گذاشت چیزی که هم اکنون هم در جریان است.

طبق آمارهای منتشر شده ارتش ترکیه در حال حاضر دارای ۳۶ پست نظامی در استان دهوک است که ۹ پست نظامی آن در محدوده منطقه عمادیه، ۲۴ پست نظامی در مناطق زاخو و هفتنین و ۳ پست نظامی دیگر نیز در کانی ماسی قرار دارد. همچنین ارتش ترکیه ۶ پایگاه نظامی در عمادیه، زاخو و بعشیقه و دستکم ۳ پایگاه اطلاعاتی در خاک عراق دارد. گفته می­شود ۵ هزار سرباز ترک در شمال عراق حضور دارند[۶].

استدلال مقامات ترک از حضور گسترده نظامی در شمال عراق تامین امنیت و جلوگیری از نفوذ نیروهای کُرد مخالف ترکیه یعنی پ ک ک و پاکسازی منطقه از وجود آنها عنوان شده است. آنها مدعی هستند با حضور مستقیم نظامی در تلاش هستند ارتباط مستقیم مثلث قندیل[۷]، شنگال[۸] و روژاوا[۹] را قطع کنند. همچنین عنوان شده با این “استراتژی پیشگیرانه” ترکیه می­تواند بر کمپ مخمور[۱۰] که مقامات ترک آن را “قندیل دوم” و دستگاه تولید ایدئولوژی پ ک ک لقب داده­اند نظارت و آن را کنترل کند. با این وجود، به نظر نمی­رسد ترک­ها همه حقیقت را بیان کرده باشند چرا که عملیات­های ترکیه در خاک عراق و گسترش عمق آنها از ۲۰ به ۴۰ کیلومتری مقاصد استراتژیک دیگری در خود نهفته دارد.

 

فرجام سخن: علت انتخاب منطق داروینسیم اجتماعی از سوی ترکیه و پیگیری آن در جغرافیای پیرامونی از چه چیزی ناشی می­شود؟  پاسخ به این پرسش بنیادی ریشه در موفقیت این سیاست دارد. به خصوص در چند سال گذشته ترکیه هر آنچه را در شمال سوریه و عراق یعنی نواحی کُردنشین مطالبه کرده با رضایت ضمنی قدرت­های برتر روبرو شده و بدان دست یافته است. بدون شک، واکنش قدرت­های برتر در قبال سیاست ترکیه اذهان را به یاد مواضع قدرت­های اروپایی در قبال سیاست آلمان هیتلری قبل از جنگ جهانی دوم می­اندازد که دست هیتلر را در تصرف نواحی پیرامون نزدیک آزاد گذاشتن به این امید که اشتهای هیتلر پُر شود غافل از آنکه بعد از مدتی نتیجه عکس داد و هیتلر فربه­تر شد، اشتهایش باز شد و اکنون اژدها غذای بیشتری می­خواست. این نکته بی شباهت به مواضع کشورها نسبت به رویکرد اتخاذی ترکیه در قبال جغرافیای پیرامون به ویژه نواحی کُردنشین نیست و به نظر می­رسد در صورت تداوم و سکوت دولت­ها تداوم جغرافیای جنگ و گسترش دامنه آن امری حتمی باشد چیزی که البته به مذاق بسیاری از دولت­های کلیدی خوش می­آید.

 

 

[۱] –  در سال ۱۹۲۰ سنجاق (استان) اسکندرون توسط ملل در پوشش فرمانروایی فرانسه به سوریه واگذار شد، اما در سال ۱۹۳۶ ترکیه به بهانه عدم رعایت حقوق اقلیت ترک آن استان به جامعه ملل شکایت کرد. (گفته می­شود جمعیت استان در آن زمان شامل بیشینه عرب و در رده­های بعدی کُرد و ترک­ بود.) استان اسکندرون در معاهده لوزان همچون بخشی از قلمرو سرزمینی سوریه مورد توافق کمال آتاتورک قرار گرفت اما به دلیل داشتن اقلیت ترک وضعیت خودمختاری ویژه­ای به آن اعطا شد. با این حال، آتاتورک، در سال ۱۹۳۷، با اوج­گیری یک سری اختلافات مرزی با سوریه تحت فرمان فرانسه، توافق­نامه­ای با فرانسه به دست آورد که استان اسکندرون به عنوان یک هویت مستقل به رسمیت شناخته می­شد اما ترکیه در ۲۹ ژوئن ۱۹۳۹ و پس از یک همه پرسی جنجالی استان تغییر نام داده شده اسکندرون به هاتای را به عنوان شصت و سومین استان ترکیه ضمیمه خاک خود کرد. گفته شده فرانسه در چارچوب توافقی پنهانی و با این امید با ضمیمه استان اسکندرون به ترکیه موافقت کرده که در مقابل ترکیه به آلمان­ها اعلام جنگ کند.

[۲] – داروینیسم اجتماعی که در اواخر عهد ویکتوریا در انگلستان، آمریکا و دیگر نقاط جهان شهرت یافت، باوری است بر این مبنا که قوی‌ترین‌ها یا شایسته‌ترین‌ها باید باقی بمانند و در جامعه رشد و نمو کنند، در حالیکه ضعیفان باید رها شوند تا از بین بروند. بنابراین، طرفداران داروینیسم اجتماعی از ایده­ی بقای اصلحی که اسپنسر آن را مطرح کرد برای تحلیل و تبیین رویدادهای اجتماعی و رفتارهای اخلاقی بهره می­بردند. از آن جا که داروینیسم اجتماعی دستاویزی برای حذف ضعیفان جامعه و بقای ثروتمندان و قدرتمندان شده بود، بسیاری از جنگ­های بزرگ، از جمله جنگ جهانی دوم، نیز تا حد زیادی به پیروان این نظام فلسفی مربوط می­شد.

[۳] – شاید گزافه نباشد که آژانس همکاری و هماهنگی ترکیه (تیکا) را مهم­ترین ابزار برای پیشبرد  دیپلماسی فرهنگی خود و همچنین ارایه خدمات اجتماعی و ارایه الگویی موفق از دیپلماسی عمومی نامید. این آژانس  بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی شکل گرفت. ترکیه که دارای پیوندهای زبانی، فرهنگی و همچنین تاریخی با کشورها پیرامون نزدیک بوده، تلاش کرد تا روابط دو جانبه خود با این کشورها را تقویت نماید. ترکیه در ابتدا اقدام به اعطای مساعدت­های مالی نمود و متعاقب آن در راستای تقویت این کشورها پروژه­های بلند مدت تعریف شد. در این راستا نیاز به سازمانی برای هماهنگی و همچنین اجرای سیاست خارجی ترکیه و انجام پروژه­ها احساس شد. در همین راستا در سال ۱۹۹۲ آژانس همکاری و هماهنگی ترکیه (تیکا) شکل گرفت که تبدیل به ابزاری برای اجرای سیاست خارجی ترکیه در بسیاری از کشورها و مناطق جهان و در راس آن کشورهایی بود که دارای ارزشها و فرهنگ مشترک با ترکیه هستند. حوزه­های اقدام آژانس همکاری و هماهنگی ترکیه شامل آموزش، بهداشت، بازسازی، کشاورزی، توسعه، مالی، گردشگری و صنعت است. آژانس از لحاظ سلسله مراتب اداری در ابتدا وابسته به وزارت خارجه ترکیه بوده و به عنوان موسسه خیریه بین­المللی ترکیه فعالیت می­کرد اما در سال ۱۹۹۹ و در پی تصمیم دولت زیر نظر مستقیم نخست وزیر قرار گرفت. تیکا در حال حاضر دارای ۶۱ دفتر در ۵۹ کشور جهان است. کمک­های توسعه­ای تیکا در سال ۲۰۰۲ بالغ بر ۸۵ میلیون دلار آمریکا بود که این رقم در سال ۲۰۱۵ به مبلغ ۴ میلیارد دلار و در سال ۲۰۱۷ به مبلغ ۸٫۷ میلیارد دلار رسیده است.

[۴] –  بنیاد وقفی یونس امره، بنیادی دولتی است که در ۲۰۰۷ و با هدف ارتقاء و گسترش دوستی و افزایش تبادلات فرهنگی ترکیه با دیگر کشورها و به منظور معرفی زبان، تاریخ، فرهنگ و هنر ترکیه و ارائه اطلاعات و مستندات مرتبط جهت استفاده جهانی، ارائه خدمات در زمینه زبان، فرهنگ و هنر ترکیه برای افرادی که در خارج از کشور مایل به فراگیری هستند؛ تاسیس گردیده است. موسسه که در سال ۲۰۰۹ شروع به فعالیت نمود، در حال حاضر دارای ۵۸ مرکز در کشورهای مختلف جهان است. در این مراکز در کنار آموزش زبان ترکی، همکاری­ با مراکز آموزشی کشورهای مختلف، رشته­های دانشگاهی ترک شناسی و آموزش زبان ترکی در جاهای مذکور نیز تحت حمایت و پوشش قرار می­گیرد.

 

[۵] – پروژه آناتولی جنوب شرقی (GAP) یک پروژه توسعه چند بخشی شامل سدسازی گسترده درجنوب شرقی آناتولی ترکیه (نواحی کُردنشین) با هدف توسعه پایدار برای ارتقای زندگی ۹ میلیون نفر (۲۰۰۵) ساکن این منطقه اعلام شده‌است.

[۶] – در منطقه کانی ماسی واقع در استان دهوک و زلیکان واقع در نزدیکی بعشیقه بزرگترین پایگاه­های ترکیه قرار دارند و تخمین زده می­شود نزدیک به ۳۰۰۰ نیروی ترک را در خود جای داده باشند.

[۷] – از سال ۱۹۹۸ مرکز فرماندهی پ. ک. ک از دره بقاع لبنان به کوهستان قندیل انتقال پیدا کرد. قندیل متشکل از ۶۳ روستاست که در حوزه نفوذ اتحادیه میهنی واقع شده است.

[۸] – شنگال یا همان سنجار واقع در ۱۲۰ کیلومتری مرز ترکیه در میانه خطی قرار دارد که از کوه‌های قندیل در عراق تا قامیشلی در شمال سوریه امتداد می‌یابد و به عنوان خط لجستیک اتصال پ. ک. ک در عراق و سوریه عمل می‌کند. پس از بیرون راندن داعش از سنجار در نوامبر ۲۰۱۵، پ. ک. ک تلاش کرد از طریق “واحد‌های مقاومت شنگال” این منطقه را تحت کنترل خود درآورده و ساختار‌های کانتونی خود را مانند سوریه در آنجا برپا کند.

[۹] – روژاوا شامل چندین منطقه خودگردان کانتون عفرین، کانتون جزیره و کانتون فرات است که در ژانویۀ سال ۲۰۱۴ تأسیس شده‌اند. در این میان، منطقه جزیره، یا کانتون جزیره بزرگ‌ترین منطقه بین سه منطقه اصلی کردستان سوریه است. استقلال دموکراتیک آن در ۲۱ ژانویه ۲۰۱۴ اعلام شد.

[۱۰] – کمپ مخمور (که کُرد‌ها آن را کمپ پناهجویان رستم جودی می‌نامند) در سال ۱۹۹۸ تأسیس شد و بیش از ۱۲ هزار پناهجوی کرد ساکن ترکیه را در خود جای داده است. این کمپ در ۶۵ کیلومتری اربیل و ۱۸۰ کیلومتری جنوب ترکیه قرار دارد. آنکارا معتقد است کمپ مخمور به محل پرورش شبه نظامیان و محور لجستیک حمله به ترکیه تبدیل شده و باید تحت کنترل قرار گیرد.