فاتح کوردی

عزل افراد یا تغییر افکار

یادداشتی از فاتح کردی

شاید این حال که در چند روز گذشته افرادی با اصالتی شرقی و مسلمان همچو دریا صفایی به پارلمان بلژیک راه پیدا میکنند و ساجد جاوید وزیر کشور بریتانیا نامزد جانشینی تریزا می در پست نخست وزیری میشود ولی در کشور ما که قریب به همه جمعیتش مسلمان است، به اعتقادات و مقدسات یک اقلیت چند میلیونی در داخل کشور و اکثریت چند میلیاردی در خارج از کشور توهین میگردد . مناسب این جمله سید جمال الدین اسد ابادی باشد که میگوید
«به غرب رفتم اسلام دیدم ولی مسلمان ندیدم و به مشرق برگشتم اسلام ندیدم، ولی مسلمان دیدم».
هرچند دور از انصاف است که برخورد قاطعانه رییس صدا و سیما در عزل عاملان برنامه و مدیران شبکه پنج را نادیده گرفت. اما در این اوضاع نابسامان دنیای اسلام که وحدت لازمه اصلی آن شده همچین اتفاقاتی عامل مهمی در بی اثر کردن بسیاری از تلاش ها و قدمهای نخبگانی شده که در راه تقریب و وحدت مخصوصا در حوزه بین الملل و منطقه برداشته اند.
اما به واقعیت مشکل از کجاست آیا مشکل از آن مداحیست که ناخواسته و صرفا از روی آموزه هایی که آموخته و مداحیش از تلویزیون سیما پخش شده یا مشکل از دین بزرگ و مبارکی همچو اسلام است که وحدت و چنگ زدن به حبل الله یکی از اصلی ترین کلمات و واژه ها در آموزه های آن به شمار میرود .
در عین ناشایستگی عمل و قاطعیت برخورد موردی با این اتفاق اما عکس العملهایی همچو عزل مدیران و دست اندرکاران همچین برنامه هایی برخوردهایی موقتی و زود گذر بوده و نمی تواند تاثیر اساسی در جلوگیری از اتفاقات مشابه و ایجاد وحدتی پایدار داشته باشد و بیشتر میتوان از آن به پاک کردن صورت مسئله یاد کرد .
اصولا مبنای تعامل با مذاهب و عقاید دیگر دو حوزه آموزهای دینی ویا دنیوی و اجتماعی است .
اگر مبنای عملکرد و تعامل ما با ادیان و مذاهب، قرآن کتاب مقدس مسلمانان باشد خداوند در سوره انعام ایه ۱۰۸ میفرمایند
وَلَا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ کَذَلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُمْ بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ﴿۱۰۸﴾

و آنهایى را که جز خدا مى‏ خوانند دشنام مدهید که آنان از روى دشمنى [و] به نادانى خدا را دشنام خواهند داد این گونه براى هر امتى کردارشان را آراستیم آنگاه بازگشت آنان به سوى پروردگارشان خواهد بود و ایشان را از آنچه انجام مى‏ دادند آگاه خواهد ساخت (۱۰۸)
حال بنا به آیه فوق اگر مخاطب ما مجموعه ای باشد که خود به همه اصول اسلام اعتقاد دارد مسئولیت طرف مقابل را در برابر احترام به اعتقاداتش دو چندان میکند.
حال اگر مبنای تعامل با مذاهب و ادیان ، اصول اجتماعی و دنیوی باشد وجود رهبران مسلمان در ساختار سیاسی کشورهای اروپایی و غربی نمونه بارزی از این تعامل و همزیستی مسالمت آمیز است . ولی چرا امروز ما بعد از چهل سال با همه کنفرانسهای آنچنانی و بنرها و عکسهای چند متری از وحدت، هنوز نتوانسته ایم احترام به اعتقادات اقلیتهای دینی و مذهبی را با همه داشته هایمان در اسلام نهادینه کنیم یک دلیل بیشتر ندارد و آن عمل نکردن به آنچه که داشته ها و گفتهایمان در دین است .
شاید برقراری گفتمان دینی و تقریب و باز نگری و تطبیق داشته های دینیمان با اصول امروز زندگی بشر یکی از اصلی ترین حلقه های گم شده باشد که به حاشیه رفتن نخبگان دینی و دست اندرکار بودن نا آشنایان به علوم دینی در نرسیدن به این هدف (وحدت) دامن زده است .
و در حوزه روابط اجتماعی و سیاسی اصلاح قانون اساسی و حذف مستثنائات در اختیارات اقوام و مذاهب خاص و دادن اختیارات بیشتر و کلیدی به اقلیت ها و شایستگانشان و پرهیز از شعارهای بدون عمل که فقط باعث بی اعتمادی اقلیت ها و دوری از وحدت میشود یکی از راهکارهای اصلی برای حل این مشکل خانمان سوز است .

نویسنده :فاتح کردی

برای اشتراک این مطلب در تلگرام کلیک کنید
http://piranshahrrudaw.ir/?p=3886


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

14 − یازده =