نگاهی به انواع ازدواج در پیرانشهر از گذشته تا به حال

انواع ازدواج در پیرانشهر از گذشته تا حال کاری از دکتر کمال روحانی که در طرحی تحقیقاتی انواع ازدواج که از گذشته تاکنون در شهرستان مرسوم بوده گردآوری کرده و به رشته تحریر درآورده است. لازم به ذکر است برخی از این ازدواج ها اکنون در جامعه مرسوم نبوده و تقریبا ریشه کن شده اند.

انواع ازدواج:
۱٫ ازدواج مرسوم و مشهور(عرفی): همان ازدواجی که به صورت رسمی و سنّتی در میان ملل مختلف وجود دارد و آن عبارت است از اینکه داماد یا خانوادۀ داماد از عروس، خواستگاری کرده و بعد از انجام مراسم و سنّت-هایی، مراسم عروسی برگزار می شود و خانواده ای جدید شکل می گیرد.
۲٫ هه لگرتن یا رَدو که وتن(halgrtn ya radu kavtn): این نوع ازدواج از گذشته تا حال نیز مرسوم است. بدین شکل، دخترو پسری به هم دل می بندند و چه بسا، پسر، افرادی را برای خواستگاری نزدِ پدر دختر می-فرستد امّا خانوادۀ دختر به هیچ وجه راضی نمی شوند که دختر خود را به عقدِ آن خواستگار در بیاورند. این جاست که مجوز فراری دادن دختر از جانب پسر و چه بسا خانوادۀ داماد، صادر می شود. لذا پسر، در یک فرصت، دختر را با خود از منزل، فراری داده و به خانۀ یکی از فامیل می برد. بعد از این خانوادۀ داماد به جنب و جوش افتاده و برای صلح و آشتی، افرادی را متشکل از روحانی و ریش سفیدان به منزل پدر عروس می فرستد و مقدمات صلح اولیه برقرار می شود. در اولین جلسۀ صلح، پیشنماز محله از پدر عروس اجازه می گیرد که وکالت بدهد تا بتوانند دختر را عقد کنند.
در گذشته خانواده هایی بوده اند بخاطر این نوع ازدواج، متواری شده و ترک وطن کرده اند و چه بسیار کسانی که بخاطر این کار جانشان را از دست داده یا هتک حرمت شده اند.
البته کسانی هم بوده اند که برای همیشه دختر خودشان را از لیست خانواده حذف کرده و چنین رسمی درحال حاضر در میان برخی از خانواده ها جاری است امّا نه چندان پُر رنگ.
۳٫ ازدواج مصلحتی: به ازدواج هایی اطلاق می شد که بنا بر مصلحتی صورت می گرفت که بیشتر برای خاموش کردنِ فتنه یا از بین بردن جنگ و خون ریزی میان دو طایفه یا دو خانواده صورت می گرفت و در زمان خود، تأثیر گذار بوده است. در حال حاضر چنین ازدواجی وجود ندارد.
۴٫ ازدواج شرطی یا ژن به ژنه (jn ba jna) : این نوع ازدواج به صورت بود که دو خانواده توافق می کردند که هر دو طرف، دخترای خود را به عقد پسرِ خانوادۀ مقابل در می آورد. از مضرات این نوع ازدواج این بود که اگر خدای ناخواسته یکی از عروس و دامادها نمی توانستند زندگی زناشویی را ادامه دهند و سرانجام به طلاق می انجامید. طرف دوم هم اگرچه مشکلی نداشتند باید از همدیگر طلاق می گرفتند. این نوع ازدواج نیز متروک شده است.
۵٫ بنه توو(bna tov): به ازدواجی اطلاق می شد که وقتی دو خانواده با هم وصلت می کردند اگر یکی از آن ها، فاقد دختر می بود، قرار می گذاشتند که وقتی دخترش را که به ازدواج خانودۀ مقابل در آورده، صاحب دختر شد آن دختر را به عقد خانواده ای در بیاورند که خانوادۀ پدر عروس می خواهند از آن ها دختر بگیرند؛ به دیگر سخن، پدر عروس، قبل از به عقد در آوردن دخترش، از خانوادۀ داماد، تعهّد می گرفت که وقتی دخترش نوه ای دختر آورد آن دختر؛یعنی نوۀ دختری خود را به خانواده ای بدهند که دایی اش یا پسر دایی اش می خواهد با آن ها ازدواج کند و چه بسا، همان دختر را به عقدِ پسر دایی در می آوردند و در این نوع ازدواج و هم ازدواج شرطی، رغبت و رضایتِ طرفین، مطمع نظر نبوده بلکه مصالح طایفه و خانواده بر مصلحت و عشق دوطرفه می چربید.
۶٫ چوکه به گه وره یا گه وره به چوکه(çūka ba gavra gavra ba çūka) این نوع ازدواج به این شکل بود اگر پسری خواهانِ دختری می-بود، وقتی برای خواستگاری دختر می رفت چه بسا، پدر عروس ازشان می-خواست که آن ها نیز دخترشان را به عقد پسر او در بیاورند. گاهی داماد، خواهری بزرگ نداشت و خواهرانِ کوچکش هم به سنّ ازدواج نرسیده -بودند. این جا بود که طبق مذهب امام حنبل(رح) پدر داماد، دختر کوچک خود را به عقد پسر آن خانواده در می آورد که در آینده با هم ازدواج کنند. در این نوع ازدواج بوده اند که فاصلۀ سنّی دختر و پسر بیش از ۲۰سال بوده است.
۷٫ چوکه به چوکه: (çūka ba çūka)گاهی برخی از خانواده ها مثلا برادر، دوست یا فامیل نزدیک که بسیار با هم صمیمی بودند برای بیشتر قوّت گرفتنِ خویشاوندی یا دوستی، پسران و دختران خود را در همان سنّ کوچکی به عقد هم در می آوردند تا در آینده و هنگام رسیدن به سنّ قانونی با هم ازدواج کنند. این نوع ازدواج هم گاهی، نتیجۀ مثبتی داشت و گاه، منجر به شکست می شد.
۸٫ . ژنی به ماره(jni ba māra) گاهی دخترهایی بوده اند که بنا بر مصلحتی یا در سنینِ کوچکی به عقد دیگری در آمده بودند و چون حالا بزرگ شده بودند حاضر نمی شدند با فرد مذکور ازدواج کنند. در این جا دو راه حل پیش پای دختر بود یا اینکه داماد، پا پیش گذاشته و حق المهر دختر را به دامادِ اول پرداخت می کرد که به آن، تعلیق یا خُلع می گفتند یا اینکه دختر را فراری داده و آن وقت اصطلاحاً زنِ شوهر دار(ژنی به میرد) خوانده شده و باید جریمۀ بیشتری پرداخت می کرد تا داماد اول که دختر در عقد او بود، حاضر می شد، دختر را طلاق دهد.

برای اشتراک این مطلب در تلگرام کلیک کنید
http://piranshahrrudaw.ir/?p=3050


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پانزده − چهار =