بزرگداشت روز سعدی

یادداشتی از ماموستا عبدالقادر کردی به مناسبت روز بزرگداشت سعدی

✍یکم اردیبهشت؛روز بزرگداشت سعدی

✍نویسنده:ماموستاعبدالقادر کردی

▫هم اکنون در سالروز بزرگ داشت شیخ سعدی قرار گرفتەایم،شخصیتی کە صیت آثارش نە تنها جهان اسلام بلکه جهان بشریت را درنوردیده است

▫وی نە تنها یکی از محدود شاعران تاریخ بشریت بلکە از بزرگترین سخنوران جهان است.

▫ولادت سعدی در سالهای اول سدە هفتم هجری حدودا سال ۶۰۶هـ.ق در شهر شیراز میباشد.اینکه وی کجا متولد شد،چگونه زیست،کجا تحصیل کرد در کجا و کی و چگونه وفات یافت در درجە دوم اهمیت قرار دارد.بلکە آنچە از اهمیت کم نظیر برخوردار است سعدی و آثارش چە خدمتی به جامعه بشریتی کرد و این قدرت و توانمندی از کجا بوجود آمد و از کدام چشمه زلال و جوشان و پرطراوت و اعجاز انگیز الهام گرفت.

▪شهرت شیخ اجل در دوره زندگی او مرزها را درنوردیدە و حتی به گفتە خودش در جوانی شهره آفاق بود و پس از سفرهای طولانی و پیوستن به دربار اتابک و سُرایش بوستان و گلستان به شهرت عظیمی دست یافت

▪مهارت غیر قابل توصیف شیخ در آمیختن تجربەهای تلخ و شیرین و باز نمودن زوایای روح و دل آدمیان با استفاده از ظریف ترین عواطف عاشقانە و توصیف زیباییهای طبیعت چنان شکوە و جلالی به او بخشید کە حتی در حال حیاتش سرمشق نویسندگان و شاعران قرار گرفت.

▪شهرت وی بیشتر در سرایش قصاید روشن،روان و ساده و بی تکلف است کە درین قصاید بیشتر بە نعت خداوند و پند و اندرز و حکم و ماثی پرداختە است.

▪وی یک آزاد اندیش قلم به دست بود،هیچگاە از اعتقاد به آزادی اندیشه و قلم دست نکشید.وی مداحی قصیده را کاهش داده و بیشتر از آن در مواعظ دلنشینی و سخنان حکمت آموز خطاب به پادشاهان سود بردە است.
وی غزل را کە بیشتر احساسات شاعر را تعبیر میکند ترجیح داد.

▫در غزلیات سعدی دل با دماغ،حسن با خرد مبارزه نموده و عشق و ذوق و شور و شوق جای قیاس و نکتە پردازی و مضمون سازی را گرفت لذا غزل در اشعار سعدی در ردیف اول اقسام شعر فارسی است.

▪جامی شاعر و نویسنده بزرگ جهان اسلام او را در بهارستان،پیامبر فارسی در غزل سرایی شمرده،آنجا کە میگوید:

🔸در شعر سه تن پیامبرانند
🔸هرچند کە لا نبی بعدی

🔸اوصاف و قصیده و غزل را
🔸فردوسی و انوری و سعدی

▪یکی از مشخصات نبوغ سعدی این است که از کوچکترین حادثە زندگی خود درس اخلاق میدهد
سعدی مانند لوکرس یا نیبی شاعر فیلسوف نیست.سعدی شاعری است که تعلیم اخلاقی به معنای واقعی کلمه میدهد.

▪وی به موضع گیری در برابر همنوعان مینگرد،خطاها و معایب را میبیند و بدور از انتقاد نیشدار راە و روش و منش بهتری را پیشنهاد میکند.

🔸گر در سرای سعادت کس است
🔸ز گفتار سعدیش حرفی بس است

▪برین اخلاق یک رشتە نکات روانشناختی می افزاید و سیمای انسان آرمانی سعدی را میسر میسازد و برای تکمیل اخلاق انسانی دین را کە پشتوانه محکمی برای استحکام اخلاق است به کمک میطلبد و بارها مسئلە ارتباط بین انسان و خداوند را مطرح میکند سعدی عالیترین مباحث توحید،عرفان و اخلاق را در موجز ترین و زیباترین صورت بیان کرده است

▪کمتر عارف و حکیمی را میتوان دید کە مثل سعدی به راز هستی و حقیقت مطلق و سرچشمه وجود پی برده باشدوسعت اطلاعات و معارف وی،کثرت تجارب و آزمایشهای محققانه و عرفان او به حقیقت وجود عشق بی پایان به ساحت مقدس پروردگار یکی دیگر از جمله تمایزات سعدی است.وی عارفی است کە بجای اعتکاف در خانقاە به کاوش و پژوهش در آثار آفریدگار در جهان وسیع و گسترده پرداخته و مطالعات خویش را با تفسیر آیات صنع و حکمت الهی در کتاب تکوین همراە ساختە چنانچە خود در مقدمه بوستان میگوید:

🔸در اقصای عالم بگشتم بسی
🔸بسر بردم ایام با هر کسی

🔸تمتع ز هر گوشەای یافتم
🔸ز هر خرمنی خوشەای یافتم

▪علاقە وی بە انسانیت بخصوص ستمدیدگان و بیچارگان با نبوغ ادبی و ذوق رفیع و قریحە سرشار شاعری همراە شدە است.

▪سعدی کە بخودی خود کلامش شیرینی و حلاوت خاصی دارد وقتی از خداوند سخن میگوید آنچنان جلوەهای خداوند را به تصویر میکشد کە درین مورد کلام اورا نظیر و رقیبی نیست
▫وی معتقد است کە همە موجودات خداوند را تسبیح میکنند

🔸هر گل و برگی کە هست یاد خدا میکند
🔸بلبل و قمری چە خواند یاد خداوندگار

🔸چون بنده خدای خویش خواند
🔸بایدکه به جز خدا نداند

🔸شب مردان خدا روز جهان افروز است
🔸روشنان را به حقیقت شب ظلمانی نیست

➖سعدی عشق و علاقه خاصی به پیامبر اکرم دارد و سعادت بشر را مدیون وجود او میداند و او را سردستە همه انسانهای تاریخ و ازجمله انبیا میداند:

🔸ماە فرو ماند ز جمال محمد
🔸سرو نباشد به اعتدال محمد

🔸قدر فلک را کمال و منزلتی نیست
🔸در نظر قدر با کمال محمد

🔸عرصه گیتی مجال همت او نیست
🔸وز قیامت نگر مجال محمد

➖یا آنجا کە میگوید:

🔸ثنا و حمد بی پایان خدا را
🔸کە صنعش در وجود آورد مارا

🔸الها قادرا پروردگارا
🔸کریما منعما آمرزگارا

🔸چە باشد پادشاە و پادشاهان
🔸اگر رحمت کنی مشتی گدارا

🔸خدایا گر تو سعدی را برانی
🔸شفیع آرد روان مصطفی را

🔸محمد سید سادات عالم
🔸چراغ چشم جمله انبیا را

▪سعدی هم چو یک شاعر نام آور سنی مذهب بارها ارادات خود را نسبت به دوستان و اصحاب پیامبر خالصانە ابراز میدارد

🔸چه نعتت پسندیده گویم ترا
🔸علیک السلام ای نبی الورا

🔸درود ملک بر روان تو باد
🔸بر اصحاب و بر پیروان تو باد

🔸نخستین ابوبکر پیر مرید
🔸عمر پنجه بر پیچ دیو مرید

🔸خردمند عثمان شب زندە دار
🔸چهارم علی شاە دلدل سوار

▪وی همچون یک سنی پاک و با ایمان دو خصیصه عشق به اصحاب و آل پیامبر را سرلوحە زندگی خود قرار داد.آنجا کە میگوید:

🔹بلغ العلی بکماله
🔹کشف الدجی بجماله

🔹حسنت جمیع خصالە
🔹صلوا علیه و آله

▪سعدی شاعر،ادیب،سخن سرا و اندیشمند بزرگ اهل سنت بزرگمرد و متفکری است کە در همه زمینەهای زندگی انسان سخن دارد
برای پادشاهان نصیحت،برای درویشان راهنمایی در بحث قناعت و فوائد خاموشی در مورد عشق و پیری و دربارە آموزش و پرورش سخنانی دارد که مرور تاریخ و گذشت اعصار هیچگاە آنها را کهنە و فرسودە نخواهد کرد و کلامش همیشه باطراوت و ماندگار است.

▪حقیر گلستان سعدی را به کوردی ترجمه کرده و ان شالله در اولین فرصت ممکن در اختیار طرفداران ادب و فرهنگ فارسی قرار خواهد گرفت

▪حقیر گلستان سعدی را به کوردی ترجمه کرده و ان شالله در اولین فرصت ممکن در اختیار طرفداران ادب و فرهنگ فارسی قرار خواهد گرفت

▫کوشیدەام در ترجمه آزاد نە تنها ظرافت و طراوت و نکتە سنجی را حفظ کنم بلکه با استفاده از امثال و تشبیه و استعارات و محسنات لفظی و معنوی کوردی اصیل بر حسن گفتار و اندیشەهای وی بیافزایم به یکی دو مورد از ترجمە آن اشاره میکنم و مطلب را خاتمه میدهم.آنجا کە میگوید:

🔸بە چە کار آیدت ز گل طبقی
🔸از گلستان من ببر ورقی

🔸گل همین پنج روز و شش باشد
🔸وین گلستان همیشه خوش باشد

▪منهم گفتەام:

🔸به کەڵکی چی دێ چەپکێک سوره گوڵ
🔸له گوڵزاری من دامرکێنه دڵ

🔸پێنج و دو ڕۆژێک بەرامەی گوڵە
🔸ئەم گوڵزارەیه کانیاوی دڵە

🔹آنجا کە میگوید:

🔸بندە همان به کە ز تقصیر خویش
🔸عذر به درگاە خدای آورد

🔸ورنه سزاوار خداوندیش
🔸کس نتواند کە بجای آورد

🔹منهم گفتە ام:

شوکری خوای مەزن کوا دێتە ئەژمار
سیفەتی زۆرن بەقەد گەڵای دار

▪آنجا کە میگوید:

🔸ای کریمی کە از خزانە غیب
🔸گبروترساوظیفه خورداری

🔸دوستان را کی کنی محروم
🔸تو کە با دشمنان نظر داری

✍من گفتەام:

🔸ئەی خودای مەزن خاوەن دەستەڵات
🔸سفرەی کەرەمت دای گرتوە وڵات

🔸کوانێ دۆستانت دەکەی دەم لە پوش
🔸تۆکە بەزەییت دێ به گاور و جوش

✍در داستان یکصد و چهل میگوید:

▫یکی را زنی صاحب جمال در گذشت و مادر زن فرتوت بعلت کابین در خانە متمکن ماند و مرد از مجاورت او بجان رنجیدی و از مجاورت او چارە ندیدی تا گروهی از آشنایان به پرسیدن آمدند یکی گفتا چگونەای در مفارقت یار عزیز
گفت:نادیدن زن بر من چنان دشوار نیست کە دیدن مادر زن

🔸گل بە تاراج رفت و خار بماند
🔸گنج برداشتند و مار بماند

🔸دیدە بر تارک سنان دیدن
🔸خوشتر از روی دشمنان دیدن

🔸واجب است از هزار دوست برید
🔸تا یکی دشمنت نباید دید

✍منهم گفتەام:

کابرایەک ژنێکی جوانی بو،ژنە مرد.خەسوی لەبەر ماڵ و پوڵ و زۆر لە لای ماوە.تاقمێک له دۆستان چونە لای و هەواڵیان پرسی.وتی به دیتنی خەسوم له مردنی خێزانم ناڕاحەت ترم

🔸گوڵم له دەس چو دڕکم بۆ ماوە
🔸له جێی خەزێنە مار به جێ ماوە

🔸به لای خوداوە تۆقی لەعنەتە
🔸له هەر جێیەک بێ مایەی حەسرەتە

🔸دوژمنی خوایه و دۆستی شەیتانە
🔸سندانە دەردە،نەگبەت و ژانە

🔸بریا نەمدیبا چاوی مەستی یار
🔸توشیش نەدەبوم بە پیره کەمتیار

برای اشتراک این مطلب در تلگرام کلیک کنید
http://piranshahrrudaw.ir/?p=3018


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شانزده + 13 =