چرا آمریکا در تحولات اخیر کرکوک بی طرف ماند؟

چرا آمریکا در تحولات اخیر کرکوک بی طرف ماند؟

یادداشتی تحلیلی از مصطفی اقبال

اتفاقات اخیر و پیشروی نیروهای عراقی به مرزهای قبل از حمله داعش در سال ۲۰۱۴ در حالی اتفاق افتاد که بسیاری از کارشناسان و مردم منطقه انتظار آن را نداشتند.

در ابتدا باید به دلایل این اتفاق اشاره کرد:

دلایل متفاوتی برای حمله نیروهای عراقی به بخش های مورد مناقشه بین اربیل و بغداد اشاره می شود.

برخی کارشناسان دلیل این اتفاقات را رفراندوم اقلیم کردستان با وجود مخالفت های بین المللی و منطقه می دانند. اتفاقی که با ایجاد جوی مخالف در منطقه و در بین کشورهای غربی با این اقدام اقلیم، همراه شد و حکومت مرکزی عراق را نسبت به اقدام تنبیهی خود مصمم تر کرد. برخی دیگر نیز معتقدند که بازپس گیری این مناطق چه با انجام رفراندوم و چه با لغو آن پس از اتمام کار داعش در عراق عملی می شد.

در این بین مسعود بارزانی و حکومت اقلیم انتظار حمایت نیروهای هم پیمان ضد داعش به سرکردگی آمریکا از کردها را به خاطر شرکت در حملات ضد داعش داشتند که این اتفاق میسر نشد بلکه حکومت آمریکا در پیام های متعددی سران اقلیم را از این اقدام برحذر داشتند. این اقدام آمریکا سوالاتی را در میان مردم منطقه ایجاد کرد که با وجود نزدیکی کردها و حکومت آمریکا و همچنین نزدیکی حکومت مرکزی عراق به ایران و تقابل ایران و آمریکا در منطقه، چرا آمریکا برخلاف انتظارها از هم پیمان خود در منطقه حمایت نکرد و اجازه داد حکومت مرکزی عراق به سمت مناطق کردنشین حرکت کند.

جواب سوال در ابتدا کمی پیچیده به نظر می رسد ولی با بررسی سیاست های آمریکا در دهه های گذشته در منطقه و همچنین وضعیت بحرانی کنونی و مشخص شدن اهداف آمریکا می توان جواب سوال را یافت.

اول باید دانست که اولویت های آمریکا در منطقه چیست؟ آیا آمریکا به دنبال گسترش دمکراسی در منطقه است و یا هدف اصی آمریکا همراه کردن کشورهای منطقه با خود و در تقابل با ایران است؟ پاسخ این سوال بسیار ساده است. مشاهده اجمالی بر کشورهای هم پیمان آمریکا در منطقه به شکل واضع نشان می دهد هم پیمانان این کشور در منطقه ضعیف ترین دمکراسی را در منطقه دارند و عموما کشورهای شاه نشین با حکومت قبیله ایست و از طرف آمریکا هیچ فشاری براین کشورها در جهت حرکت به سوی دمکراسی مشاهده نمی شود. پس هدف آمریکا در منطقه نه گسترش دمکراسی بلکه افزودن شمار کشورهای هم پیمان در منطقه است.

در واقع آنچه آمریکا را نگران کرده است نفوذ روزافزون ایران در منطقه و در میان کشورهای مختلف است نه گسترش دمکراسی. یکی از کشورهایی که آمریکا نسبت به آن حساسیت فراوانی نشان می دهد، کشور عراق است. کشوری با اکثریت شیعه و حضور کوردها و اعراب سنی! آنچه مشخص است در انتخابات های مختلف در این کشور به دلیل اکثریت شیعه همواره حکومت این کشور در دست احزاب شیعه خواهد بود. اما آمریکا در دهه گذشته سعی کرده در بین شیعیان عراق هم پیمانانی برای خود ایجاد کند تا در همراهی با کوردها و اعراب سنی که عمدتا هم پیمان آمریکا هستند، حکومت ائتلافی تشکیل داده و مانع از به قدرت رسیدن نیروهای تحت نفوذ ایران شود.

استقلال اقلیم کردستان به سه دلیل مانع از رسیدن آمریکا به این هدف خواهد شد: در ابتدا استقلال اقلیم کردستان و رفراندوم شکست سیاسی بزرگی برای حیدر العبادی به شمار می رود و این شکست موجب خواهد شد که حزب وی در انتخابات پیش رو در عراق شکست بخورد و در مقابل آن قدرت به دست احزاب شیعی مخالف العبادی بیافتد. العبادی در میان سیاستمداران شیعی دیگر چون نوری المالکی، سیاستمداری معتدل تر و نزدیک تر به آمریکا و غرب به شمار می رود و آمریکا از شکست احتمالی العبادی در انتخابات آینده نگران است.

همچنین رفراندوم کردستان و احتمال اعلام استقلال از سوی مسعود بارزانی علاوه بر افزایش احتمال شکست العبادی در انتخابات آینده عراق، موجب تضعیف موضع آمریکا در عراق خواهد شد. چراکه با کوچکتر شدن عراق و خروج بخش اصلی مخالف نیروهای شیعی مخالف آمریکا توان چانه زنی نمایندگان هم پیمان آمریکا در مجلس عراق کم خواهد شد و قوانین و تصمیم های گرفته شده در این کشور به سوی مخالفت با آمریکا پیش خواهد رفت.

همچنین با اعلام رفراندوم کردستان نیروهای سنی عراق نیز در صدد اجرای طرحی مشابه در مناطق خود بودند که عملا موجب تقسیم عراق به سه کشور می شد. این اتفاق از آن جهت که موجب ایجاد کشوری مستقل و قدرتمند شیعی جدید در منطقه و مشرف به خلیج فارس می شد، برای آمریکا و غرب نگران کننده است. چراکه شیعیان در عراق مناطق مهم و استراتژیکی را در اختیار دارند که آمریکا امیدوار است استفاده از این مناطق و قدرت نفت عراق با فشار نیروهای کورد، سنی و همپیمانان شیعه آمریکا در عراق متحد و تحت نفوذ آمریکا به نفع ایالات متحده باشد و از گسترش نفوذ ایران در این کشور بکاهد.

این تغییر و تحولات در داخل اقلیم هم تا حدودی به نفع آمریکا پیش خواهد رفت. چراکه با تضعیف احزاب حاکم در اقلیم فرصت برای حضور احزاب دیگر اقلیم مهیا خواهد شد. اکنون به دلیل عدم مقاومت نیروهای پیشمرگ تحت نفوذ دو حزب اصلی، یکیتی (تحت نفوذ خانوداه طالبانی) و پارتی (تحت نفوذ بارزانی) اقبال عمومی به این دو حزب کاهش یافته و فرصت خودنمایی دیگر احزاب فراهم می شود.

حزب اتحاد میهنی (یکتی) که همواره هم پیمان ایران به شمار می رفت بیشترین ضربه را از این اتفات متحمل شد. همچنین حزب دمکرات کردستان (پارتی) با وجود داشتن آرای سنتی در میان مردم اقلیم نیز قطعا دچار ریزش آرا خواهد شد. با این اتفاقات نیروی اتحاد میهنی که هم پیمان آمریکا به شمار نمی رفت، تضعیف شده و همچنین حزب دمکرات (پارتی) نیز به دلیل تضعیف موقعیت وابستگی بیشتری به حمایت آمریکا خواهد داشت و قدرت عمل مستقل را از دست خواهد داد. همچنین با تضعیف این احزاب، احزابی جدید همچون تغییر که به لحاظ سیاسی ضعیف تراند و راحتر تحت نظر آمریکا قرار خواهند گرفت، قدرت خواهند گرفت و آمریکا علاوه بر حمایت از هم پیمان خود در عراق، اقلیم را نیز بیشتر وابسته به خود خواهد کرد.

در نهایت آنچه مشخص به نظر می رسد ضعف حافظه تاریخی منجر شد که حکومت اقلیم کردستان دوباره برای رسیدن به اهداف خود، پشت به غرب ببندد. غربی که در طول صده اخیر بارها عدم پایبندی خود نسبت به حقوق کوردها را ثابت کرده است و مشخصا آمریکا بدنبال گسترش دمکراسی در منطقه نیست و سران اقلیم برای رسیدن به هدف استقلال خود باید گفتمانی غیر از ایجاد دمکراسی و حق خواهی را برای غربی ها مطرح می کردند.

تحلیل فوق براساس اتفاقات چند هفته اخیر و اظهارات مقامات مختلف منطقه و اروپا نتیجه گیری شده و حرکات مردمی خارج از کنترل سیاسیون و برخی تحولات نظامی و تغییر قوا در منطقه می تواند نتایج نهایی اتفاقات اخیر را دگرگون سازد. به ویژه سیاست های ایران در تقابل با نفوذ غرب عمده ترین نگرانی را در بین آمریکایی ها ایجاد کرده و نباید نقش ایران را در پیش گیری از رسیدن آمریکا به اهداف خود در منطقه نادیده گرفت.

برای اشتراک این مطلب در تلگرام کلیک کنید
http://piranshahrrudaw.ir/?p=2478


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

2 × دو =